أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
65
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
خود علاقهمند باشد و [ به هنگام دورى ] در آرزوى آن به سر برد . ديگرى گويد : حرمت شهرت بر تو ، چونان حرمت پدر و مادر است . زيرا كه غذاى تو از آنان بوده است و غذاى آنان از همان شهر . گويند : سزاوارترين شهرها به دلدادگى ، شهرى است كه آبش را آشاميدهاى و خوراكش را خوردهاى . و گويند : سرزمين مرد دايهء اوست و خانهاش گاهوارهء او . ابقراط گويد : سرشت انسان با وطن دوستى آميخته است . و نيز همو مىگفت : به هر بيمارى از غذاى سرزمينش دهيد ، زيرا نفس به غذاى سرزمين خود گرايش دارد . ديگرى گويد : نشانهء خردمندان خوى گرفتن با دوستان و دلدادگى به وطن و خانومان است . و اين شعر را دوستى برايم خواند : همين اندوهم بس كه من در بغدادم و دلم در گرو سرزمينهاى حجاز است . هر آن گاه كاروانى براى رفتن به سوى حجاز آماده شود ، شور دلدادگى به ساكنان دشتهاى حجاز قلبم را مىلرزاند . سوگند به خدا ، من نه به خاطر اين كه تركشان كرده باشم ، از آنان جدا شدم ، ليكن سر نوشت محتوم است . و اين دورى ، سرنوشت بود . گويند : اگر خواهى وافى كس و پايدارى عهد و پيمانش بدانى ، بنگر به دلدادگى او به وطنش و كشش دل او به دوستانش و سرشك او بر گذشتهء روزگارانش . در باب وطن دوستى اگر سخن را پى گيريم ، بس به درازا بكشد . يكى از آنچه گذشت بس است . ان شاء الله . مؤلف گويد : عبيد الله بن سليمان ، در سال 284 با توانگران همدان قبالهيى در پيوست كه مبلغ صد و هفتاد هزار دينار به كفايت بپردازند ، يعنى ديگر هزينهاى [ براى ديگر مرافق همدان ] بر سلطان نباشد . همدان بيست و